تبليغاتX
بدون شرح - مشکل کار کجاست؟
مشکل کار کجاست که:

۱- وقتی تو اتوبوس نشستیم با اینکه می دونیم پیرمردی که کنارمون ایستاده سختشه ایستادن ولی بلند نمی شیم تا اون بشینه و باز با اینکه می دونیم خودمون هم یک روز مثل اون سالخورده می شیم و دوست داریم یه جوون برامون بلند بشه تا ما بشینیم؟

۲- با ۲۵۰۰ سال تمدن هنوز واسه ۲۰ دقیقه نشستن روی صندلی مترو آن چنان همدیگه رو هل می دیم که انگار قراره روی صندلی پادشاهی بشینیم؟ 

۳- این همه با ماشین توی خیابون ها تند میریم تا آخرش تصادف کنیم و تازه بشه درس عبرت برامون و اینکه تصادف یکی دیگه برامون تجربه نمیشه؟

۴- کسب و کارمون برکت نداره و توی فلافلی که می دیم دست مردم از نخودی استفاده می کنیم که واسه ۶ ماه پیش بوده و صاحب انبار حاضره این نخودهای دور ریختنی رو به نصف قیمت به مغازه دار بفروشه تا هم صاحب انبار سود کنه و هم صاحب مغازه. این وسط هم مصرف کننده ضرر می کنه و معده اش تا ۳ روز درد کنه؟

۵- دلمون واسه هم کمتر تنگ میشه و جیبامون واسه پول بیشتر  گشاد؟

۶- زشتی هارو می بینیم و سعی نمی کنیم خودمون رو زیبا کنیم؟

۷- آدمهای موفق رو میبینیم و باز سعی نمی کنیم تا مثل اونا بشیم؟

۸- از اینکه یکی پشت سرت حرف بزنه بدت میاد و با کمال خوشحالی پشت سر این و اون حرف می زنیم؟

۹-  . . .

۱۰- . . .

+ نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386ساعت 14:12 توسط ناصر |