تبليغاتX
بدون شرح - کوچه باغ (1)

این شعر نو رو تازگیا سرودم. خودم که حس می کنم خیلی بار معنایی داره. لحن خوندنتون هم خیلی موثره...کاشکی اونجا بودم و براتون می خوندمش با هم می خونیمش:

دنگ دنگ

 

دنگ دنگ

 

شب که میاد

آرامش هست زیاد

بعضی اوقات هست

که دلت می خواد فریاد

بزنی و رها شی از این بندگی

بندگیه چی... بندگیه کی؟

نمی دونی و می دونی باز اسیر شدی

در به در دنبال چند تا کُدی

تا حفظشون کنی و به موقعش

بزنی به قفل این زندگی

این درموندگی

 کهنگی

سادگی

صاعقه

هست فراوون امشب

در جست و جوی پرواز

زدن زیر آواز مرغای شب

با یه عالمه ناز

بی خبر از سیاهی شب

چشات می بینن یه نور کم رنگ

به خیالت مدده

به خیالت عدده

به خیالت سوگند

نکن نور دلت رو کم رنگ

دنگ دنگ

می زنه زنگ

خوب گوش کنی

نمی خواد حفظ کردن

« فاصله ی من و تو هست

از تو تا رگ گردن »

 

+ نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت 18:50 توسط ناصر |